صفحه نخست
تماس با من
آرشیو
درباره من
متولد مرداد 69 هستم. اسم دختر خورشید از اونجایی می یاد که این علامت برجم هست. خرافاتی نیستم، به فال چندان اعتقاد ندارم. ولی پیش می یاد دیگه...اسمِ خب. بعد از گذر از دوران وبلاگ باز کردن و هی بستن، اینجا جاییه که هستم. جایی که دوست دارم.
پیوندهای روزانه
امضا کنید
نامه های فرزاد کمانگر
برای او که یک ملت بود; فرزاد، علی، فرهاد
صدای فرزاد کمانگر: نامه، شعر، شلاق، شکنجه
حالمان خوب نیست، شما چطورید؟
دوستان
نوشته های پیشین
چهارشنبه، 23 دیماه 1388
ا
این اسم برنامه ی ساعت ده و نیم دیشبه که اولین قسمتش بود که می دیدم. مناظره ی شریعتمداری (مدیر مسئول کیهان) و کواکبیان (مدیر مسئول مردم سالاری و نماینده مجلس).
در جریان نیستم که این برنامه که مناظره های پیشتری هم داشته دقیقا از کی شروع شده و مربوط به قبل از بیانیه ی آخر موسوی هست یا قبلش. با این حال برنامه ی دیشب که زودتر می خواستم درباره ش بنویسم ولی فرصت نشد، هرچند شاید حرف جدیدی برای جنبش سبز و افراد در جریان اخبار روز نداشت، ولی احساس می کنم برای فراهم کردن فرصت استفاده از تریبون صدا و سیما که رسانه ی بخش قابل توجهی از سایر افراد هست، واقعا عالی بود.
ا
تیتروار اگر بخوام به گفته ها اشاره کنم، این بود که کواکبیان حسابی موضع کیهان رو برد زیر سوال و شریعتمداری رو بازجو خوند و گفت روشی که توی روزنامه ش پی گرفته اینه که هیچ آدم سالمی توی نظام نمونده و همه یا جاسوس اسراییل و آمریکا هستن یا بودن یا قراره که بشن ! همینطور گفت چطور اگر یکی از مقامات دولت فعلی ملاقاتی با مقامات خارجی داشته باشه به نفع مصالح نظام هست ولی اگر خاتمی که هشت سال رییس جمهور کشور بوده همین ملاقات رو داشته باشه حتما از غرب خط گرفته؟
و همینطور اشاره کرد به راهپیمایی سکوت روز 25 خرداد که از طرف دولت به خشونت کشیده شد و گفت که مردمی که با سکوت اومدن توی خیابون و از روی اشتباه یا هرچی تصوری دارن از اشتباه در انتخابات، نباید باهاشون اون برخورد می شد. اینجا شریعتمداری گفت که اون راهپیمایی اساسا بدون مجوز بوده و فرقی نداره که سکوت کردن مردم یا نه و کواکبیان گفت جشن پیروزی طرفداران احمدی نژاد هم بدون مجوز بوده ولی چرا هیچکس به اون ایرادی نگرفته پس؟!
در مقابل شریعتمداری گفتش تمام کسانی که اون توی روزنامه ش بهشون جاسوس گفته طبق اسناد و مدارک هست. نمونه ش هم مهاجرانی و کدیور (و یه نفر دیگه هم اسم برد که یادم نیست) که یار شفیق اصلاح طلبا بودن و الان فرار کردن و پناهنده شدن.
ا
می خوام اینجا از همین حرف آخر شریعتمداری نتیجه بگیرم که ما در رهبری داخلی جنبش، به اعتدال و مدارا با نظام نیاز داریم. اگر موسوی، کروبی یا خاتمی هرکدوم واقعا بخوان بی پرده صحبت کنن (جدا از اینکه اعتقاد واقعیشون به طرف شعارهای مردم هست یا اصل نظام) بدون شک باید مثل باقی فعالای سیاسی فرار کنن از ایران.
این دلیل نمی شه که خواست مردم محدود به همون چیزیه که از دهن موسوی می یاد بیرون. که دقیقا شعارها و واکنش های مردم علیه اصل نظام و رهبری، خواستشون رو کاملا نشون می ده. بنابراین من کاملا مخالف وادار کردن موسوی و بقیه هستم به اعتراف به شعارهای مردم. برعکس من کاملا فکر می کنم خوبه که این ها همین اعتدال خودشون رو حفظ کنن و این کمک می کنه به مردم تا در پناه اعتدال این رهبرها، به روش خودشون مبارزه کنن.
این همه خشونتی که الان نسبت به جنبش سبز و فعالای سیاسی و اجتماعی داره اعمال می شه من تصور می کنم اگر در شرایط دیگه ای غیر از این می بود، میزانش به شدت بیشتر می شد. الان صرف در پناه اون اعتدال ادعا شده از طرف رهبران سیاسی باعث می شه تا جلوی خیلی ضربه ها گرفته بشه.
علاوه بر این ها، اینکه صدا و سیما این فرصت رو فراهم کرده تا بعضی از حرفای جریان معترض هم به گوش مردم برسه، بدون شک ناشی از فشار جنبش و به ستوه اومدن حکومته که مجبور شده اون وجهه ی بی تفاوتی که انگار هیچ اتفاقی نمی افته ای که اوایل به خودش گرفته بود رو کنار بذاره و حتی توی صدا و سیما بیاد درباره ش حرف بزنه. و حالا همین که در اثر فشار مردم به وجود اومده، باعث می شه تا عده ی بیشتری از مردمی که تنها رسانه شون صدا و سیماست (قشرهای پایین تر اجتماع) هم بالاخره حرفای بی طرفانه تری درباره ی این جنبش رو بشنون و همین خودش فرصتی برای جذب افکار سایر توده ی مردم هست.
و به نظر من این توده ی مردم دقیقا وقتی جذب این جنبش می شن که صدا و سیما نماینده ای از جنبش رو دعوت می کنه که تماما اعتدال رو رعایت می کنه و صرفا خواسته های قانونی مردمی رو که بهشون خشونت روا شده، مطرح می کنه.
اا
وگرنه کسی که در سطحی از اجتماع هست که تنها رسانه ش صدا و سیماست (حتما به ا.ن هم رای داده!) می شه حدس زد که هیچ مشکل عمده ای با این حکومت نداره و اگر مثلا همین کواکبیان بیاد بگه بله گور بابای نظام و این مردم دموکراسی می خوان، معلومه که دقیقا احساس خطر و توطئه می کنه.
یعنی صدا و سیما یک نوع گزینشی داره که مسلما اصلا تریبونش رو در اختیار منتقد دولت (چه برسه به نظام) قرار نمی ده و حالا همین گزینشش به نفع جذب افکار مثبت نسبت به جنبش سبز عمل می کنه.
ا
این رو هم اضافه کنم که قطعا من وقتی از موسوی و کروبی به عنوان رهبر جنبش اسم می برم، صرفا منظورم نقشی هست که (به نظر من خیلی خوب) دارن ایفا می کنن وگرنه همونطوری که گفتم این رهبری به هیچ وجه به معنی اینکه مردم صرفا دنبال خواسته های مطرح شده از زبان این ها هستن، نیست. که مردم بارها خواسته های آزادی خواهانه ی خودشون رو زیر سایه ی همین رهبری و خیلی بلندتر از صدای اون ها، بیان کردن.
و در عین حال که اعتدال در گفتار به خصوص موسوی رو مفید می دونم، انتقاد از صراحت لهجه ش رو هم مفید می دونم. برای اینکه مدام بهمون یادآوری بشه چی می خوایم، کجا ایستادیم، چقدر هزینه دادیم و چقدر جلوتریم همچنان از به اصطلاح رهبرانمون؟ این جلو بودن به نظر من همون راه رسیدن به پیروزی با آگاهیه.
ا
به قول مجری این برنامه که خیلی هم قیافه ی اصول گرایانه ی ا.ن ی داشت (که اگر غیر از این بود مسلما توی صدا و سیما کار نداشت. فقط قیافه ش هم کاملا منطبق بود!) و خوشم اومد یه جا کواکبیان بهش گفت شما هم بی طرف نیستین، رو به فردا داشته باشیم ! فردا از آن ماست...
ا